|
كارآفرين ايراني
جاي بسي خوشحالي و خرسندي است كه بخش ويژهاي از جشنواره قهرمانان صنعت، به قدرشناسي و سپاسگزاري از كارآفريني و و كارآفرينان اختصاص يافته است چرا كه به حق، جايگاه و شأن تأثيرگذار اين دسته از فعالان عرصه اقتصاد، اولويت و ضرورت پرداختن به كار و كارآفريني و طرح و معرفي چهرههاي شاخص اين حوزه و صدالبته تجليل و تقدير از آنان را، به روشني نمايان مي كند. اما اين جايگاه ويژه چگونه جايگاهي است و اساساً كارآفريني با چه تعابيري قابليت تعريف مييابد؟
به طور كلي و به بياني ساده مي توان گفت كه كارآفريني كوشش و كنشي اقتصادي است كه اغلب معطوف به امر توليد است و به ايجاد اشتغال و خلق فرصتهاي شغلي براي شهروندان منجر ميشود. به عبارتي، از رهاورد فعاليت كارآفرينان امكان كسب درآمد و تشكيل و اداره زندگي براي افراد جامعه به ويژه جوانان جوياي كار فراهم مي آيد و چون اين امر با توليد نيز ارتباطي نزديك و تنگاتنگ دارد، نتايج مثبت آن در سطحي كلانتر از مجموعه افراد شاغل، به نوعي عموم مردم را بهرهمند ميسازد. همچنين بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه بخشي از كارآفرينان به شكلي آگاهانه به نتايج و پيامدهاي فعاليت خود اشراف دارند و دقيقاً به دليل خيرخواهي و علايق ملي و مردمي، از ميان گزينههاي مختلف فعاليت اقتصادي، آن گزينه و زمينه را برميگزينند كه به ايجاد كار و اشتغال بيانجامد و هموطنانشان را از نتايج مثبت پيش گفته، برخوردار نمايد.
بي ترديد تأثير سازنده و جايگاه ارجمند اين دسته از فعالان عرصه اقتصاد كه شايد عنوان «كارآفرينان ملي و مردمي» عنوان مناسبي براي ناميدنشان باشد، بر هيچ كس پوشيده و پنهان نيست. نمونهوار از ميان كارآفرينان سرزمينهاي ديگر مي توان به «كونوسوكه ماتسوشيتا» اشاره كرد كه دراقتصاد ژاپن به مثابه كارآفريني آگاه و پيشرو، تأثيرات عميق و ماندگاري بر جا نهاد و در سطحي جهاني طرح و معرفي شد. ... در كشور ما نيز از يك سو بروز مشكل بيكاري و از سوي ديگر پيامد توسعه فرهنگ كارآفريني در گرهگشايي از اين مشكل و معضل، ميتواند ضرورت توجه عميق به شأن و جايگاه «كارآفرينان ملي و مردمي» را نمايان كند و لزوم شناساندن چهرههاي شاخص و الگوسازي مناسب در اين عرصه را بيش از پيش روشن و آشكار نمايد. به ويژه از ميان كارآفرينان بومي و ملي كه با شرايط و اقتضائات همين مرز و بوم دست به كار بزرگ كارآفريني يازيده اند. استاد محمدكريم فضلي (بنيانگذار و رئيس هيأت مديره گروه صنعتي گلرنگ) كه هفتمين دهه عمر پر از تلاش وتكاپوي خود را پشت سر ميگذارد، از اين جمله است. استاد فضلي كه در دومين جشنواره «قهرمانان صنعت» به عنوان كارآفرين برگزيده مورد تقدير قرار گرفت، پيش از اين در سال 84 نيز عنوان كارآفرين و كارفرماي برتر كشور را از سوي وزارت كار وامور اجتماعي كسب كرده است. بي ترديد براي پژوهشگران و خبرنگاران عرصه اقتصاد به ويژه حوزه كار و كارآفريني انديشهها و ديدگاههاي ايشان به عنوان يك كارآفرين نمونه جاي توجه و تأمل بسيار دارد و دريافت و انتقال تجربيات استاد فضلي و ديگر كارآفرينان برتر مي تواند به ارائه الگوهاي مناسب بومي و ميهني در زمينه اقتصاد و كارآفريني منجر شود.
صاحب اين قلم نيز ميكوشد تا با چنين دغدغه و علاقهاي در اين نوشتار كوتاه و در حد توان به بررسي ديدگاهها و شيوه مديريتي ايشان بپردازد. استاد فضلي از جمله كارآفرينانيست كه آگاهانه و از روي انتخابي هدفمند عرصه توليد را براي يك عمر فعاليت خود برگزيدهاست تا از اين طريق شرايط اشتغال به كار بخشي از هموطنان خود را فراهم آورد. به عبارتي از اين منظر نه صرفاً سودآوري شخصي، بلكه منافع عمومي مورد نظر است و همين امر احساس رضايتي عميق و انساني را در پي ميآورد. نقل خاطره اي در همين زمينه مي تواند به خوبي اين هدفمندي و جهتگيري آگاهانه را نمايان كند. يكي از مديران شاغل در گروه صنعتي گلرنگ، نقل مي كند كه چند سال پيش، يك روز عصر آقاي فضلي را ديدم كه طبق معمول بر اي قدم زدن به حياط شركت آمدهاند اما به شكل ملموسي خوشحالتر و سرزندهتر از روزهاي قبل به نظر ميرسند. از روي كنجكاوي به حضورشان رسيدم و دليل اين خوشحالي و احساس رضايت را پرسيدم و ايشان در جواب من بيان كردند كه:«امروز رقم كساني كه مستقيماً از شركت فيش حقوقي ميگيرند به هزار نفر رسيد و اين تعداد چهاررقمي شد.» (نشريه داخلي گروه صنعتي گلرنگ، شماره اول، صفحه 7) آنچه موجب شده است تا رقم مذكور امروزه افزون و افزون تر شود، همين توجه ويژه و علاقهمندي آگاهانه به امر كارآفريني و پيامدهاي سازنده آن براي جامعه است. خاطره فوق احساس حقيقي يك كارآفرين خيرخواه، ملي و مردمي را بيان مي كند كه توانسته است با اتكا به همين انديشه و باور، شركت كوچك دهههاي گذشته را تا مرز يك گروه پوياي توليدي و صنعتي با توان ايجاد فرصتهاي شغلي قابل توجه پيش ببرد. استاد فضلي نكته مهم و بنيادي شيوه مديريتي خود را در رفتار صميمانه ورعايت حقوق كارگران و كارگزاران مجموعه تحت مديريت خود ميداند چرا كه از اين طريق احساس بيگانگي با كار رنگ باخته و كارمندان با انگيزه و نيرويي مضاعف به فعاليت مي پردازند گويي براي خود كار مي كنند. ايجاد اين عشق و علاقه در افراد نسبت به شركت يا مجموعهاي كه در آن به كار مشغولاند، اساسيترين رمز موفقيت و پيشرفت محسوب مي شود كه فقط و فقط از طريق درك و دريافت احساسات و انديشه هاي سازنده كارفرمايان كارآفرين تحقق مي يابد. شايد بتوان گفت كه همين امر، مهم ترين شاخصه يك كارفرما و مدير نمونه است. استاد فضلي پس از چند دهه تلاش در عرصه كارآفريني و توسعه اقتصادي، امروز به مثابه يك ذخيره ملي و چشمه اي جوشان از آموختهها و تجربهها همچنان به كوشايي و پويايي خود ادامه ميدهند تا از رهاورد اين تلاش فرد يا افرادي ديگر از هموطنانشان به كار وفعاليت مشغول شوند. تجليل از مقام كارآفريني استاد فضلي و امثال ايشان كه تجليل از كارآفريني ايرانيست، امروزه روز نوعي وظيفه ملي به حساب مي آيد كه مي تواند الگوهاي مناسبي را جهت تقويت روحيه كار وتلاش در جوانان اين مرز و بوم، طرح و معرفي نمايد. از همين روست كه توجه جشنواره «قهرمانان صنعت» به عرصه كارآفريني جاي سپاس و ستايش دارد و شايسته است كه تأمل در اين عرصه از سوي نهادهاي مرتبط ديگر به ويژه از سوي مطبوعات و رسانهها نيز به شكلي عميق و جدي پيگيري شود، چرا كه در هر جامعه اي آفرينش كار واشتغالزايي حاصل آفرينش و زايش كارآفرينان ملي و مردميست...
در پايان اين نوشتار جا دارد كه چند سطري از يكي از سخنرانيهاي استاد محمدكريم فضلي در باب كارآفريني (به نقل از نشريه خانواده گلرنگ، شماره اول، صفحه6) آورده شود كه بهتر از هر تفسير و تحليلي جانمايه انديشه و باور يك كارآفرين ايراني را طرح و بيان مي كند :«... همه ما بايد بكوشيم (همه و همه) كه دست كم سرپرست يك يا دو خانواده بيشتر را مشغول به كار كنيم كه اين بزرگترين ثواب و لذت براي انسان است. هيچ لذتي بالاتر از اين نيست كه در بسته را به روي ديگران باز كنيم. ما چگونه
مي توانيم خودمان و بچههايمان در رفاه باشيم و در همان حال پدر و مادري را ببينيم كه با بچههايشان در چشم ما نگاه مي كنند و كار مي خواهند. وظيفه ماست كه تلاش كنيم تا ديگر هموطنانمان را مشغول به كار كنيم و امكان زندگي بهتر را برايشان فراهم نماييم. آنها خواهران و برادران ما هستند و فرزندان آنها فرزندان ما ... براي اين منظور نبايد تنها به خودمان فكر كنيم. چون يك آدم بيشتر از يك لقمه نان نميتواند بخورد. رزق و روزي كه نعمت الهيست، مي تواند به همه برسد، به شرط اينكه فرهنگ ايثار و تلاش را در جامعه خود نهادينه كنيم ...»
|