|
تهيه كننده :احمد مصدر،رئيس بخش ارزيابي محصولات
با همكاري آقاي مجيد عزيزي،كارشناس بخش ارزيابي محصولات
واحد تحقيق و توسعه شركت پاكشو
ارزيابي كارايي مايعات ظرفشويي
مايعات ظرفشويي از دو سو در حال رشد و پيشرفتند كه يكي به قدرت پاك كنندگي آنها مربوط است و ديگري به سازگاري با پوست دست مصرف كنندگان . بنظر مي رسد كه ارزيابي قدرت پاك كنندگي يك مايع ظرفشويي خيلي ساده تر از ارزيابي سازگاري آن با پوست باشد ، چرا كه پوست انسانها و متغيرهاي دروني و بروني زيادي كه بر آن حاكم است ، معمولاً باعث مي شود كه چنين تستهايي دشوار بوده و خيلي دقيق نباشد . با اين وجود ارزيابي قدرت پاك كنندگي نيز از پيچيدگيهاي خاص خود برخوردار است . شيوه هاي مختلف شستشو، انواع چرك ، ظروف و آب به اين پيچيدگي دامن مي زند .
متغيرهاي مؤثر در كارايي مايعات ظرفشويي:
1- عمل مكانيكي : در شستشوي ظروف با مايع ظرفشويي ، كنش مكانيكي خيلي مهم است . بعضي چركها براحتي توسط شستشو با آب پاك مي شوند ، اما بعضي ديگر تقريباً مقاوم بوده و نياز به عمل مكانيكي دارند . چسبندگي اين چركها به سطوح نيز چنين عملي را ضروري مي سازد .
2- روشهاي شستشو : روشهاي شستشو در جوامع گوناگون متفاوتند . مصرف كننده ها بسته به تعداد ظروف ، مقدار چرك ، ميزان دسترسي به آب و نوع آداب و رسوم محلي از روش خاصي براي اينكار استفاده مي كنند كه در زير به عمومي ترين آنها اشاره مي شود :
(a neat dishwashing : در اين روش مايع بطور مستقيم روي اسفنج يا بشقابها ريخته شده و عمل پاك كنندگي آغاز مي شود . طبيعي است كه در اين روش غلظت سورفكتانت بسيار متغير و معمولاً بالاست . اين روش در كشورهاي ژاپن ، برزيل و هند معمول است . در ايران نيز بيشتر از اين روش استفاده ميشود و بنابراين از اهميت خاصي براي توليدكنندگان داخل برخوردار است .
(b dilute methods : در اين روش مقداري مايع ظرفشويي درون سينك پر از آب ( بين 5 تا 20 ليتر ) ريخته شده و ظروف درون اين محلول غوطه ور مي شوند . در آمريكا معمولاً محلولي با غلظت 3/0 –1/0 درصد و در اروپا 3/0 – 06/0 درصد مورد استفاده قرار مي گيرد .
(c Dip & Dap methods : اين روش حالتي ميان دو روش قبلي است ، بطوريكه مايع درون يك ظرف رقيق شده ( با غلظت 3% - 1% ) و از اين محلول براي شستشوي ظروف با اسفنج استفاده مي شود .
3- چركها : وجود چركهاي گوناگون با تركيبات پيچيده ، ارزيابي پاك كنندگي يك مايع ظرفشويي را با مشكل مواجه مي كند . در حاليكه بعضي چركها مي تواند يك مايع را مؤثر نشان دهد ، بعضي ديگر ممكن است آنرا ضعيف نشان دهد . در ضمن چركهاي روغني ، پروتئين ها ، كربوهيدراتها و روغنهاي مخلوط نسبتاً ساده پاك مي شوند ، در حاليكه چركهاي پخته شده به هر دو رفتار مكانيكي و شيميايي نياز دارند .
4- سطوح : در پاك كنندگي ظروف ، قطبيت سطوح مؤثر است و بايد در نظر گرفته شود . فلزات (آلومينيوم ، استيل ، چدن ، نقره و قلع) ، سطوح سيسيلي (چيني ، شيشه و سفال) و تركيبات آلي (پلي اتيلن ، پلي پروپيلن ، PET ، پلي تترافلوئورواتيلن و چوب) داراي متغيرهاي وسيعي هستند . فلزات، داراي انرژي بين سطحي زياد و پليمرهاي هيدروكربن ، داراي انرژي بين سطحي كمي هستند ؛ بنابراين چسبندگي در فلزات بيشتر از سطوح آلي است .
5- آب :
- دما : دماي آب در شستشو كاملاً مؤثر است . دماي عمومي براي شستشوي ظروف ، بين 43-32 درجه سانتي گراد مي باشد .
- PH: بيشتر مايعات ظرفشويي PH بين 8-5 دارند وPH آب تأثيري در كارايي آنها ندارد. در مورد چركها نيز PH آب تأثيري خاصي ندارد و هيدروليز چركهاي چرب ، بويژه در دماي زير40درجه سانتي گراد نمي تواند اثر مهمي در اين زمينه داشته باشد.
- سختي: افزايش سختي بر خلاف تصور باعث افزايش كارايي مايعات ظرفشويي مي شود . اين نكته در افزايش خروج چربي و شستشوي تعداد بيشتر ظروف قابل مشاهده است . تأثير سختي بر ميزان كف به نوع سورفكتانتهاي آنيوني و نانيوني بستگي دارد . سختي زياد باعث لكه گذاري بر روي ظروف مي شود ، مگر اينكه با حوله خشك شوند .
مكانيزم پاك كنندگي :
چرك مايع معمولاً توسط 3 مكانيسم برجسته و يك مكانيسم نه چندان معمول از ظروف جدا مي شود : 1- Rull – Up 2- امولسيفيكاسيون 3- انحلال مستقيم 4- تشكيل فازهاي كريستال مايع .
1- Rull-up: چرك برروي سطح ظروف پخش مي شود . در اينحالت سطح تماس بين چرك و ظرف زياد و زاويه تماس (بين سطح ، روغن و هوا) كوچك است ، اما با غوطه ور شدن درون حمام دترژنت ، كشش بين سطحي كاهش يافته و زاويه بين سطح ، روغن و حمام افزايش مي يابد . در نتيجه سطح تماس بين چرك(روغن) و ظرف كم شده و در نهايت با يك كنش مكانيكي كنده مي شود .
2- امولسيفيكاسيون : اين مكانيسم اوليه پاك كنندگي مايعات ظرفشويي است. امولسيون حاصله ، سوسپانسيون ذرات مايع و فاز مايع دوم است (البته سوسپانسيونهاي جامد در آب نيز تشكيل مي شود) . ذرات امولسيون خيلي بزرگتر از ميسل ها هستتند (حدود nm500) . اينكه سوسپانسونهاي تشكيل شده ناپايدارند چندان مهم نيست ، زيرا ظروف، شسته و آبكشي مي شوند .
3- انحلال : در اينحالت، چرك به درون يا اطراف ميسل مي رود و يك محلول پايدار ترموديناميكي بوجود مي آيد . قطر ميسل ها بين nm100-5 است .مقدار چركي كه مي تواند حل شود ، بخشي به شكل ميسل بستگي دارد . اشكال ميله اي نسبت به كروي قادر به انحلال كمتري از مواد آلي قطبي هستند و عكس آن براي آلكانهاست . معمولاً مقدار سورفكتانت براي انحلال تمام چرك كافي نيست (بويژه براي آنيوني ها) . بخش بيشتر روغن توسط سورفكتانت نانيوني حل مي شود . توان انحلال ، يك فاكتور مهم در پاك كنندگي محسوب مي شود . بطور كلي ماكزيمم پاك كنندگي در حالت Critical Micelle Concentration))CMC رخ مي دهد . البته براي بعضي تركيبات سورفكتانت – چرك ، پاك كنندگي در بالاتر از CMC افزايش مي يابد .
4- تشكيل فازهاي كريستال مايع غني از سورفكتانت : اخيراً يك بازنگري نشان داده است كه خروج بيشتر چرك هنگامي رخ مي دهد كه چرك به درون يك فاز واسطه مانند ميكروامولسيون يا كريستال مايع نفوذ مي كند. اين فازها ي واسطه در سطح مشترك ميان چرك و محلول شستشو تشكيل مي شود . اين فازها بسوي يك نقطه رشد كرده و سپس در اثر هم زدن ، درون محلول (جائيكه آنها امولسيفايد مي شوند) شكسته مي شوند . چركهايي كه بدين ترتيب پاك مي شوند ، عمدتاً هيدروكربنها ، چركهاي چرب قطبي يا مخلوطي از هيدروكربنها با تري گليسيريدها هستند . براي تري گليسيريدها ، تشكيل اين فازها خيلي سخت بوده و دماي نسبتاً بالا (oc65)مورد نياز است .
عوامل مؤثر در كارايي مايعات ظرفشويي :
1- نوع سورفكتانت : يك دترژنت كه از مخلوط سورفكتانتها با طول زنجير متفاوت تشكيل شده ، كارايي بهتري دارد . مثلاً براي SAS (سولفوناتهاي آلكان نوع دوم) ، بهترين كارايي در C15- C14 مي باشد . براي مخلوط 1/4 از SAS/LES ، اين مقدار در C14 به ماكزيمم مي رسد . تشكيل ميسلهاي با طول زنجير مختلف از لحاظ انرژيكي مناسبتر از يكنوع طول زنجير است . مخلوط آنيوني ها با نانيوني ها نيز مفيد است . چنين مخلوطهايي باعث كاهش در CMC مي شود . مزيت عملي مخلوط كردن سورفكتانتها ناشي از متفاوت بودن چركها و سطوح ظروف است .
SAS 66/1= SAS/LES 1/4 : كارايي پاك كنندگي
2- توزيع زنجيره كربني : طول زنجيره آلكيل سورفكتانت در كارايي مؤثر است . بهترين طول زنجير LAS براي پايداري كف در فرمولاسيون مايع ظرفشويي به سختي آب بستگي دارد . در سختيppm150- 50 بهترين طولC12-C11 است . مكان گروه فنيل در زنجير اثر كمي در كارايي دارد . براي سورفكتانتهاي الكل اتوكسيله ، هم طول زنجير و هم ميزان اتوكسيلاسيون در كارايي تأثير دارد . كاهش زنجير كربني ، حلاليت و قابليت نفوذ سورفكتانت را در چرك افزايش ميدهد . (كارايي با غلظت سورفكتانت نيز تغييرمي كند) .در ضمن بهترين حالت براي اتيلن اكسايد ، 60-50 درصد وزني در طول زنجير است .
2- اثر يونهاي آلي : حضور يونهاي آلي در فرمولاسيون اثر مهمي دارد . اين يونها بصورت ناخالصي در سورفكتانتهاي تجارتي وجود دارند . همچنين يونهايي مانند كلسيم ، منيزيم و كربنات ، سولفاتها و كلريدها نيز در آب سخت وجود دارند . يونها معمولاً جهت تنظيم ويسكوزيته و تقويت كننده كارايي به مايع ظرفشويي اضافه مي شوند . بدين منظور كمي يون كلسيم و ترجيحاً منيزيم مي تواند افزوده شود (بصورت يك نمك آلي مانندMg SO4 يا بصورت Cunterion يك سورفكتانت آنيوني .
يكي از اثرات افزايش غلظت الكتروليت ، كاهش CMC است كه مستقيماً به دترژنسي مربوط است . الكتروليتها اين وظيفه را براي سورفكتانتهاي يوني (عمدتاً در مايعات ظرفشويي) انجام مي دهند (با پوشش دادن سطح يوني ميسل ها) .
اثر مشابهي نيز براي لايه دي الكتريكي كه سطح ظرف را پوشانده رخ مي دهد.ظروفي كه داراي سطح باردار بيشتري هستند(مانند شيشه،سراميك و فلزات داراي پوشش اكسيد)،سورفكتانتهاي داراي بار مشابه را دفع و بار مخالف را جذب مي كنند. افزايش نمكها باعث كاهش اين دفع و جذب مي شوند. بيشتر سطوحي كه با مايع ظرفشويي شسته مي شوند،داراي بار منفي هستند.از طرفي عمده سورفكتانتهاي مايع ظرفشويي نيز آنيوني مي باشند،بنابراين افزايش نمكها،جذب آنها را بر روي سطوح افزايش مي دهد.در سطوح غير قطبي نيزالكتروليتها با كاهش دافعه بخش باردار سورفكتانتهاي يوني،جذب آنها را افزايش مي دهند.
البته اثر الكتروليتها در پايداري امولسيونهاي تشكيل شده ،هنگام شستشو قابل توجه است.بطور كلي پايداري امولسيونها با افزايش غلظت الكتروليت كم مي شود.قطره هاي روغن در آب معمولا داراي بار منفي بوده و توسط يك لايه دي الكتريك محاصره شده اند.امولسيونهايي كه توسط ذرات باردار ايجاد ميشوند(مانند امولسيونهاي تشكيل شده توسط سورفكتانتهاي يوني)در غلظت كم الكتروليت پايدارند.با افزايش غلظت الكتروليت،ضخامت لايه دي الكتريك كاهش مي يابد كه نتيجه آن كاهش پايداري امولسيون است.
خوشبختانه امولسيونهاي ايجاد شده هنگام شستشو با مايع ظرفشويي نيازي به دوام طولاني مدت ندارند.البته اگر پايداري امولسيون خيلي كم باشد،رسوب مجدد چرك مي تواند مشكل ساز باشد.سورفكتانتهاي غير يوني خيلي كمتر دچار اين مشكل مي شوند.
مهمترين اثر الكتروليت ها بر روي كارايي مايعات ظرفشويي به يونهاي كلسيم و منيزيم مربوط است و پتنتهاي مشهوري آنرا ذكر كرده اند. يونهاي منيزيم با سورفكتانتهاي آنيوني كمپلكسي تشكيل مي دهند كه باعث جذب اين سورفكتانتها بر روي سطوح داراي بار منفي مي شود.يكروش براي افزايش منيزيم به مايع ظرفشويي،استفاده از MgO يا Mg(OH)2 جهت خنثي سازي سورفكتانتها پس از سولفوناسيون يا سولفاسيون است.اين روش به اين دليل به افزايش نمك منيزيم ترجيح داده مي شود كه نيازي به استفاده از هيدروتروپ ندارد. منيزيم بهتر از كلسيم است،چرا كه سورفكتانتهاي تركيب شده با كلسيم نامحلولترند.افزايشMgSO4 نيز ممكن است.
روشهاي ارزيابي كارايي :
يك روش جهاني پذيرفته شده براي ارزيابي كارايي مايعات ظرفشويي وجود ندارد . اين بخاطر متغيرهاي فراون در چركها ، شرايط شستشو و عادات ظرفشويي مصرف كننده هاست . عمومي ترين قسمتها بصورت زير طبقه بندي مي شوند :
1) ارزيابي كارايي پاك كننده ها .
2) ارزيابي كارايي كف (از لحاظ حجم و پايداري)
3) ارزيابي كارايي نرم كنندگي
4) قسمت هاي ديگر
1) ارزيابي كارايي پاك كنندگي : پاك كنندگي ، مهمترين خاصيت يك مايع ظرفشويي جهت خريد مصرف كننده هاست . چركهاي روغني عمومي ترين نوع بوده و بيشتر اين تستها بر روي اين نوع چرك متمركز است. سه روش معمول براي اين ارزيابي عبارتند از :
A) اندازه گيريهاي وزني
B) اندازه گيريهاي كدورت
C) بشقاب شويي
A) اندازه گيريهاي وزني : احتمالاً اين روش عمومي ترين نوع ارزيابي است . انواع آن عبارتند از :
1- تست CUP
2- تست خروج روغن
3- تست خيساندن ساكن
تست CUP : اين تست قابليت محصول را در زدودن شيميايي چركهاي روغني از سطوح، تحت شرايط نرمال دمايي ، سختي آب و غلظت اندازه مي گيرد . اين مهم است كه دماي محلول در CUP زير دماي ذوب چرك روغني و تركيبات چرك باشد ، در غير اينصورت بدليل ذوب شدن چرك رقم واقعي بدست نمي آيد . در اين روش مقداري چرك روغني درون يك بشر ريخته يا به آن آغشته مي شود . سپس تعدادي محلول مايع ظرفشويي در آن ريخته شده و پس از مدت معيني ، اين محلول خارج گرديده و بشر وزن مي شود .
وزن نهايي - وزن اوليه
100 * ------------------ = درصد چرك خروجي
وزن اوليه
تست خروج روغن : در اين روش مقداري چرك روغني را ذوب كرده و يك لام يا لوله آزمايش در آن غوطه ور مي شود . پس از انعقاد چرك ، نمونه مكرراً درون محلولي از مايع ظرفشويي تحت شرايط نرمال دمايي و سختي آب فرو مي رود . پس از خشك شدن ، نمونه وزن شده و درصد چرك خروجي محاسبه مي شود .
تست خيساندن ساكن : در اين تست ، مقدار چرك خارج شده از يك پليت پس از مدت معين خيساندن در محلول مورد آزمايش (تحت شرايط نرمال) محاسبه مي شود . پليت ، پس از غوطه خوردن در محلول ، به درون يك حمام يخ منتقل مي گردد تا چرك منعقد شود . پس از خشك شدن وزن شده و درصد چرك خروجي بدست مي آيد .
B) كدورت سنجي: در اين روش با استفاده از يك منبع نوري ، رنگ سنجي يا يك كدورت سنج مي توان به قابليت امولسيفاير كردن ميزان روغن توسط محلول پي برد. دو روش زير براي اينكار معمولند :
1- تست پايداري امولسيون : اين تست قابليت محلول يك دترژنت را در نگهداشتن چركهاي روغني امولسيفايد شده اندازه مي گيرد . در اين روش مقداري روغن (مانند روغن ذرت) درون يك بشر حاوي محلول دترژنت ريخته شده و تحت شرايط نرمال ، به مدت معيني با دور معين همزده مي شود . نتايج توسط يك رنگ سنج يا كدورت سنج ثبت مي شود . كدورت زياد يا رنگ كم نشانگر پايداري بيشتر امولسيون است .
2- تست كاپ : در اين روش يك پروب فيبر نوري مي تواند براي اندازه گيري درصد عبور در محلولي كه با سرعت ثابت همزده مي شود ، بكار رود . اندازه گيريها بصورت تابعي از زمان انجام مي شود . كمتر بودن مقادير عبور نشاندهنده قابليت بهتر محلول براي خروج چركهاي روغني است .
C) بشقاب شويي: اين تست بهترين اطلاعات در مورد كارايي محصول را مي دهد ، چرا كه در اين روش از چركها و شرايط شستشويي استفاده مي شود كه حتي الامكان توسط مصرف كننده ها بكار مي رود. در اينحالت ، نقطه پاياني كف نشانگر كارايي محصول است كه با انتظارات مصرف كننده همخواني بيشتري دارد ، چرا كه ايشان كارايي محصول را با قابليت كف كنندگي و پايداري كف تطابق مي دهند .
نشانگر ديگر كارايي محصول ، تعداد بشقابهاي شسته شده است . در اين تست محصول مستقيماً روي يك اسفنج ريخته شده و بشقابهاي چركي شسته مي شوند تا كف از بين برود . كارايي، متناسب با تعداد بشقابهاي شسته شده است .
با اينكه اين تست كارايي محصول را دقيقتر ارزيابي مي كند ، اما داراي دو اشكال عمده است :
1- معمولاً وقت زيادي مي گيرد .
2- به آزمايشگر بستگي زيادي داشته و مي تواند از يك اپراتور به اپراتور ديگر تغيير كند .
2) ارزيابي كارايي كف : تستهاي حجم و پايداري كف بطور وسيع جهت ارزيابي مايعات ظرفشويي بكار مي رود . در اين تستها حجم كف نشانگر ميزان كف توليد شده با چرك يا بدون چرك را نشان داده و پايداري كف (foam mileage)، قابليت يك دترژنت را براي نگهداشتن كف آن با حضور چرك يا در حال افزايش چرك نشان مي دهد .
1- تست هاي حجم كف : حجم كف زياد براي مصرف كننده مناسب تر است . روش ASTM در اين مورد شناخته شده ترين است . البته روشهاي ساده تر و سريعتر ديگري نيز وجود دارد . تست هاي حجم كف مي تواند با چرك يا بدون چرك انجام شود . در اندازه گيري بدون چرك ، محلولي از دترژنت درون استوانه مدرج ريخته شده و استوانه در مدت معين تكان داده شده يا به تعداد معيني چرخانده مي شود . سپس حجم كف بر حسب cm يا mm اندازه گيري مي شود . در حضور چرك ، روش همين است ، علاوه بر اينكه چرك به محلول اضافه مي شود . چرك مي تواند در ابتدا يا پس از توليد كف اضافه شود .
2- تست هاي پايداري كف : انواع مختلفي براي اين تستها در مراجع وجود دارد كه در همه آنها اساس كار در توليد كف تحت شرايط ويژه همزدن و به دنبال آن افزايش چرك تا متلاشي شدن كف است .تستهاي پايداري كف ، قابليت محصول را در مقاومت نقصان كف در حضور چرك اندازه مي گيرد . مقدار چرك مورد نياز براي شكستن كف نشانگر قابليت محصول در نگهداري كف هنگام شستن ظروف چركي است . برخي از اين روشها عبارتند از :
A) (روش تيتراسيون چرك) : در اين تست ، كف تحت شرايط ثابتي توليد شده و بدنبال آن ، تيتراسيون توسط افزايش دبي ثابتي از چرك شروع مي شود تا به نقطه پايان (متلاشي شدن كف) برسد .
ميزان چرك مصرف شده نمونه
100 *----------------------- = نسيت كارايي كف FPR
ميزان چرك مصرف شده شاهد
در اين تست ، بين كارايي كف و تعداد بشقابهاي قابل شستشو ارتباط خطي وجود دارد. در ضمن اين ارتباط با دما نيز خطي است .
B) تست terg-o-tometer : اين تست عموماً براي ارزيابي دترژنتي محصولات لاندري بكار مي رود ، اما براي ارزيابي مايعات ظرفشويي تعديل يافته است . در اين روش محلول مورد آزمايش درون يك ميكسر با دور ثابت ريخته شده و پس از ايجاد كف ، پليت هاي كوچك فلزي آغشته به چرك ، بصورت متناوب به آن اضافه مي شود تا ارتفاع كف به نقطه انتها يا يك ارتفاع ثابت برسد . تعداد پليت ها متناسب با پايداري كف است .
C) در روشي ديگر مشابه روش b ، كف توليد شده با چرك از بين مي رود ، اما در اين حالت از چركهاي تجاري غذايي استفاده مي شود .
D) تست ظرفشويي : در اين روش محلولي از دترژنت از ارتفاع مشخصي از سوراخي با قطر معين درون يك ظرف ريخته مي شود كه نتيجه آن توليد مقداري كف است . اين كف با شستشوي بشقابهاي آغشته به چرك درون ظرف از بين مي رود . تعداد بشقابهاي شسته شده متناسب با كارايي محصول است . اين روش با عنوان (Foam stability of hand dishwashing detergents) در ASTM D400qثبت شده است.
E) تست ميني ظرفشويي : در اين روش جهت صرفه جويي در وقت از ميني بشقابها (شيشه هاي ساعت) استفاده مي شود .
F) تست تعديل شده شلختر- دريك : در اين روش نيز محصول بصورت محلول درون مزور ريخته شده و چرخانده مي شود تا كف توليد كند . سپس مقادير مشخصي از چرك در فواصل ثابتي اضافه مي شود تا كف متلاشي شود .
G) اينروش شبيه F است با اين تفاوت كه يك مايع ظرفشويي شاهد استفاده مي گردد .
مي بينيم كه روشهاي گوناگوني براي ارزيابي كارايي مايعات ظرفشويي وجود دارد ، اما با اين وجود ، گفتن اينكه يك محصول چند برابر محصول ديگر كارايي دارد ، كار بسيار دشواري است . در ميان روشهاي ذكر شده ، ارزيابي كارايي پاك كنندگي به روش بشقاب شويي و ارزيابي پايداري كف به روش ASTM از اهميت خاصي برخوردار است ، چرا كه اين دو آزمايش ، به روشها و انتظارات مصرف كننده ها نزديكتر است . البته روش ASTM ، براي مصرف كننده هايي كه بصورت dilute method كار مي كنند ، مناسبتر است كه متأسفانه در كشور ما جايگاه خاصي ندارد . مشكل عمده هر دو روش وقت و هزينه زياد و عدم تكرارپذيري براي اپراتورهاي مختلف است . هنگاميكه ما از ايندو روش براي ارزيابي كارايي چند مايع ظرفشويي استفاده كرديم بخوبي مشكلات ياد شده را درك كرديم. بدين منظور سعي كرديم حتي الامكان روشي پيدا كنيم كه علاوه بر سادگي و تكرارپذيري (حتي با تعويض اپراتور) با انتظارات مصرف كننده ها همخواني داشته باشد . پس از چندين آزمايش ، به اين نتيجه رسيديم كه شستن بشقابهاي آغشته به چرك توسط اسفنج و مايع ظرفشويي ، از لحاظ نتيجه ، تفاوتي با ريختن متناوب چرك درون يك ظرف حاوي محلول دترژنت و مخلوط كردن آن توسط اسفنج ندارد . با اطمينان از تكرارپذيري اينروش ، تصميم گرفتيم آنرا توسعه دهيم . پس از چندين آزمايش و سعي و خطا ، روش مربوط را بصورت زير مدون كرديم :
درون يك ظرف پلاستيكي (با حجم حدود 5 ليتر) ، cc100 آب با دماي oc1± 25 و سختي ppm100 مي ريزيم . دماي محيط آزمايش بايد oc2± 25 باشد . سپس g 01/0 ± 1 مايع ظرفشويي را درون ظرف يا برروي اسفنج ابردار ريخته و شبيه عمل شستشو اين محلول را با اسفنج هم مي زنيم تا كاملاً به كف تبديل شود . سپس هر بار حدود يك گرم چرك به ظرف حاوي كف افزوده و با اسفنج آنرا بمدت 15 ثانيه با كف كاملاً مخلوط مي كنيم (شبيه عمل شستشوي يك ظرف) . اين عمل را تا متلاشي شدن كف پيش مي بريم .
اين آزمايش را براي يك مايع ظرفشويي شاهد انجام داده و نتايج را جهت ارزيابي كارايي محصول با نمونه شاهد مقايسه مي كنيم .
اما چرا مقدار يك گرم(غلظت يك درصد) را انتخاب كرديم؟براي پاسخ به اين سئوال بهتر است به نتايج زير كه به همين روش بدست آمد توجه كنيم :
A : مايع ظرفشويي معمولي با اكتيو 16 (سورفكتانت سديم سولفونات)
B : مايع ظرفشويي معمولي با اكتيو 16 (حاوي سديم سولفونات و SLES )
C : مايع ظرفشويي كنستانتره
|
نمونه مايع ظرفشويي(g)
|
وزن نمونه (g)
|
ميزان چرك
|
كارايي نسبت به A
|
|
A
|
1
|
11
|
1
|
|
B
|
1
|
15
|
1.4
|
|
C
|
1
|
22
|
2.0
|
|
|
|
|
|
|
A
|
0.75
|
4.5
|
1
|
|
B
|
0.75
|
7
|
1.5
|
|
C
|
0.75
|
11.5
|
2.5
|
|
|
|
|
|
|
A
|
0.5
|
3
|
1
|
|
B
|
0.5
|
5
|
1.7
|
|
C
|
0.5
|
10
|
3.3
|
|
|
|
|
|
|
A
|
0.25
|
0.5
|
1
|
|
B
|
0.25
|
1.5
|
3
|
|
C
|
0.25
|
3.5
|
7
|
|
|
|
|
|
|
A
|
2
|
24
|
1
|
|
B
|
2
|
34
|
1.4
|
|
C
|
2
|
50
|
2.1
|
اگر مايع ظرفشويي A را بعنوان شاهد در نظر بگيريم ، مشاهده مي كنيم كه كارايي مايعات BوC با افزايش وزن ، كاهش نشان مي دهد و اين مقدار در وزن يك گرم به بالا ثابت مي شود . شايد اين دليل خوبي براي انتخاب وزن يك گرم باشد ، اما ما سعي كرديم جواب اين سئوال را از مصرف كننده ها بگيريم . بدين منظور ما 15 داوطلب انتخاب نموديم و به آنها بترتيب هر سه نوع مايع ظرفشويي را داديم تا براي هر كدام ، عمل ظرفشويي را بصورت منظم و روتين جهت 20 وعده غذايي انجام دهند . با توزين محصول ، قبل و بعد از آزمايش مقدار مصرف شده براي هر محصول را بدست آورديم. در هر گروه حدود دو تا سه نتيجه با انحراف زياد از ميانگين وجود داشت كه با حذف آنها و گرفتن ميانگين ، نتايج زير بدست آمد :
مقدار مصرف براي محصول A = 1 كارايي نسبت به A = 1
مقدار مصرف براي محصول B =84/0 كارايي نسبت به A = 2/1
مقدار مصرف براي محصولC =58/0 كارايي نسبت به A = 7/1
مشاهده مي كنيم كه اين نتايج بيشترين نزديكي را با وزن يك گرم دارد ، هر چند كه دقيقاً با آن برابر نبوده و مقداري كمتر از آزمايشات ماست . پيش بيني ما اينست كه مصرف كننده ها ، هنگام استفاده از مايعات ظرفشويي با كارايي بيشتر ، مقداري اسراف كرده و در واقع كف حاصله را با خيال راحت تري هدر مي دهند . البته اين مي تواند ناشي از مصرف متناوب مايعات ظرفشويي معمولي و كنسانتره باشد كه مصرف كننده را به سمت يك روش متعادل در شستشو سوق نمي دهد .
ارزيابي كارايي محصولات شوينده و آرايشي بهداشتي بسيار پيچيده و مشكل است . توليد كننده ها سعي مي كنند آزمايشهايي ابداع كنند كه به خواسته هاي مصرف كنندگان نزديك بوده و در عين حال ساده و كم هزينه باشد . با اين وجود ، داده هاي ارزيابي هيچگاه مورد اطمينان صددرصد نبوده و اين مصرف كنندگان هستند كه نتيجه نهايي را به گوش توليدكننده مي رسانند. در اين راه پرپيچ وخم تنها توليدكنندگاني موفقند كه خواسته هاي مشتريان را با روشهاي ارزيابي خود نزديكتر مي كنند و بدين ترتيب به اطمينان بيشتري دست پيدا مي كنند . اما در هر حال اين اصل به قوت خود باقي است كه حرف آخر را مشتري مي زند .
مرجع : كتاب liquid detergents / Edited by Kuo – Yann Lai
|